على محمدى خراسانى
27
شرح رسائل (فارسى)
2 - در ضمن نبوت موقته كه صريحا فرموده باشد انت نبيّى الى ظهور نبىّ الاسلام . 3 - در ضمن نبوت مطلقه كه مقيد به قيد ابديت و يا موقت بودن نشده و اطلاق دارد [ انت نبيّى ] . حال اگر خصوص فرد اول ثابت شود البته استعداد بقاء نبوت الى الابد محرز است و جاى استصحاب است وانگهى از استصحاب بالاتر مسئله به حكم نص و دليل اجتهادى روشن مىشود و نيازى به استصحاب نيست و موضوع ندارد و نيز اگر خصوص فرد ثالث اثبات گردد باز هر مطلقى از مطلقات شريعت به حكم استقراء [ اين تعبير تفصيلا از زبان خود ميرزاى قمى تفسير خواهد شد ] ظهور در استمرار دارند و مقتضى موجود است و شك ما از قبيل شك در رافع است و جاى استصحاب است و بلكه بالاتر از آن اطلاق خود دليل اجتهادى بوده و نيازى به استصحاب نبود و لكن به تعبير روايات : و دون اثباته خرط القتاد يعنى از اين دو احتمال هيچكدام قابل اثبات نيست . آنچه مسلم است اينكه يك نبوت فى الجملة و به عبارت ديگر يك مطلق النبوتى كه مقسم آن سه قسم است اثبات شده كه محتمل است در ضمن فرد اول يا ثالث باشد و يا فرد ثانى و در اينگونه موارد آن فردى را كه استعداد بقايش از همه كمتر باشد بايد گرفت و آن نبوت مقيده و موقته است كه تا اينجا نبوت موسوى استعداد بقاء داشت و در اين مقطع هركجا شك شود از قبيل شك در رافع بوده و جاى استصحاب بود ولى از حالا به بعد اصل اقتضاء و قابليت بقاء مشكوك است مثل همان فرد قصير العمر از كلى موجود در دار و در چنين صورتى جاى استصحاب نيست انتهى موضع الحاجة . قوله : و فيه اوّلا : مرحوم شيخ ره از سخنان ميرزاى قمى چهار جواب مىدهند :